میز گرد تغذیه

ویژه هر کسی که دنبال تبادل اطلاعاته.یکی از صندلیاش میتونه مال تو باشه!

 
اگه نگران سلامتی خودتون هستید این نکات رو رعایت کنید
نویسنده : سعیده حاجیعلی - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٩
 
  • برای صحبت با موبایل از گوش چپ استفاده کنید
  • روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید.
  • قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نکنید
  • بعد از ساعت  5:00 از خوردن غذای چرب خوداری کنید.
  • مصرف چای روزانه را کم کنید
  • از مقدار غذای چرب و اشباع شده با روغن در وعده های غذایی کم کنید
  • در صبح آب بیشتر و در شب آب کمتر بنوشید.
  • از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری کنید
  • از سمعکهای تلفن ثابت و موبایل برای مدت طولانی استفاده نکنید.
  • بهترین زمان خواب از ساعت 10:00 شب تا ساعت 6:00 صبح است
  • بعد ازخوردن دارو فورا" به خواب نروید.
  • زمانیکه باتری موبایل ضعیف است با جایی تماس نگیرید و تماس کسی را جواب ندهید چون در این حالت امواجی که گوشی منتشر می کند 1000 برابر است.

 
comment نظرات ()
 
 
ما سه تاییم
نویسنده : مینا تقی آبادی - ساعت ٤:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٩ مهر ۱۳۸٩
 


فردا که بشه باید پس فردا برم.انگار تابستونم به اندازه این یه هفته غیبت خوش نگذشت.آقا من حال ندارم برم یعنی اصلا خوشم نمیاد برم.کی میدونه من از خدافظی بدم میاد؟!خیلی.ولی باید برم تازه رسیدم اونجا باید دوباره خدافظی کنم.بدبختی...ای بابا...تازه همین سر شبم خدافظی کردم.حالا تو گوش یارو بخون که من خوشم نمیاد از خدافظی.سه تا برنامه خدافظی پشت سر هم به این بینالود که میخوام یه مو از سرش کم نشه گناه دارم.من چشامو دوست دارم نمیخوام قرمزشون کنم.من از خاطرات بدم میاد همچین این گود بای پارتیام که واسه آدم میذارن اوووف که خاطره میشه میچسبه به مخت.اصلا میدونی چیه تمام این روزای خدافظی رو از تو تقویم زنگیم میکشم بیرون مچالشون میکنم بعدش آتیششون میزنم جاشون درخت میکارم.ولی یه وقت نیای دوباره روش یادگاری بنویسی خاطره بذاری اول اسمتو حک کنی...



 
comment نظرات ()
 
 
انواع غذا در دانشگاه های جهان!
نویسنده : مینا تقی آبادی - ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ مهر ۱۳۸٩
 

آمریکای خونخوار!خودمونیم عجب مخلفاتی...خوشمزه

این مدل به ما نزدیکتره...بااین تفاوت که آب خورش از کنار ظرف نمیچکه!

دیگه خیلی شلوغش کردن.دانشجو تا این حد که گرسنه نیست...هست؟!

قابل توجه دانشجو های خلاق:ترشی میوه کاج...!!!

ژاپنی ها برن چین بهتره...

.

.

.

.

و اینک: غذای مخصوص سر آشپز! اونقدر خوشمزه که نیازی به هیچگونه سالاد،نوشیدنی و...ندارد!!!

نوش جان!از هر کدوم خوشتون اومد میتونین...دوباره نیگاش کنینچشمک


 
comment نظرات ()
 
 
راند دوم: خدا خودش رحم کنه!
نویسنده : مینا تقی آبادی - ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ مهر ۱۳۸٩
 

                           زندگی در پشت زاگرس!!!

میگن بهت مختاری.همه چی دست خودته که چطور زندگی کنی(در این شکی نیست)ولی نمیگن که این قاعده تو مدینه فاضله کارکرد داره!وقتی آدم به مرز برسه،تو نقاط عطف زندگیش،اونجاست که درک میکنه : پر زدن یه ملخ روی اقیانوس اطلس تو ساحل اقیانوس آرام سونامی راه میندازه!آخه آدم! وقتی یه ملت تو زندگیت سهیم اند،جایی واسه آرمان ها و تصمیم های تو هست؟!

ساعت 11 شب زری تماس گرفت و گفت:من و خودتو نجات بده که انتظارمون سر اومد.وقتی کانکت شدم، کلا هنگ کردم.شیت! هیچی واسه گفتن نداشتم...زری رو نجات دادم از انتظار ولی خودمو چی؟! شک دارم! شاید«انتظار کشیدن»دیگه ای راه انداختم واسه خودم.هر کی دیگه جای من بود سرشو میکوبید به دیوار(به اون تیغه اش هم ها)!حضرت علی(ع)میگه صبر 3 نوعه:صبر بر مصیبت،بر اطاعت،بر معصیت.نمیدونم اینکه خدا بهم داد از کدوم نوعش بود.هرچی بود دومی و سومی نبود!

دیگه شروع شد ماجرایی که حول من میچرخید.مثه این بهت زده ها علامت تعجبای خودم که هیچی باید تند تند کوئسشن های بقیه رو دیلیت میکردم(باید آفرین گفت اینقدر تاب و توان اونم جلوی غول بی شاخ و دم حرف مردم، جلو حرفای« سمباده رو اعصاب» مردم.دیگه این فقط یه مسیر 1300 کیلومتری نبود جلو روی پام،یه راه بود یه جاده که انتهاش دست خدا بود تنها چیزی که یادم میاد یه سکوت سنگین توی قلبم بود انگار اصلا نمی خواستم مثه همیشه مساله رو  آنالیز کنم.آخه بعیده یه کاری بشه و من در موردش شدید! با کسی بحث نداشته باشم.خلاصه به هر ترفندی بود و هرچی که به دیگران گذشت اون روزهام به من گذشت.دوست داشتم یه جهش به مدار بالاتر بود که بعد از برانگیختگی تو برگشت به خونه اول از خودم نور متساعد کنم(شاید بد نباشه گاهی وقتا پروتون خاصیت الکترون داشته باشه)

هنوز بهت زدگی که از اون روزا رفته تو پاچم در نیومده!



 
comment نظرات ()